تبليغاتX
سه نقطه...
مـن و تو آن دو خطیم آری موازیــان به ناچاری که هــر دو باورمــان ز آغــاز به یکـــدیگر نرسیدن بود...

به نام خدای پاییز

سلام

درست وسط نقطه های پاییز میچرخم فصلی که میگن بهار عاشقاس اما واسه من افسردگی میاره چون هیچ عشقی نداره چون هیچ عشقی بهش ندارم پاییز هم با اون برگای خشکش فقط داره به ما لطف میکنه اونم چه لطفی گاهی میگم چی میشد تو پاییز برف بیاد؟؟؟؟ برف میاد؟؟؟؟ ا پس چی میشد تو پاییز درخت آلبالومون شکوفه میداد آقا اصلا اگه شکوفه سخته کاش آلبالو داشت تا ما تو حسرت زیر درخت آلبالو درس خندن نمونیم تا مجبور شیم درسامونو واسه این عشق بذاریم تابستون یا ....

بی خیال پاییز که عشق نداره با او ن رنگ زرد مسخرش اما دروغ چرا پاییز با تموم بی مهری که بهش میکنم خیلی بهم حال میده همیشه بهترین اتفاقا تو پاییز میوفته شاید چون خدا خوب میدونه اگه تو پاییز نا امید شم هیچ دلیلی واسه خنده ندارم منی که دوشنبه تو شب شعر برخلاف عادت همیشگیم به همه ی شاعرا خندیدم حتی به خودم امروز هم میخواستم شعر بذارم اما گفتم بهتره ایندفعه با همیشه فرق کنه آخه یکم خسته شدم شاید تصمیمم خیلی عجولانه باشه اما بهتر از هیچیه اول بگم شرمنده ی همه ی اونام که این آخریا بهشون سر نزدم واینکه قصد دارم این چند روز حتی پیش اونایی که فقط یبار اومدن برم و دعوت کنم آخرین پستم رو بخونن!!!!

بله این آخریه نه واسه اینکه خسته شدم یا بریدم نه!!!! چون دیگه نمیتونم ادامه بدم دنیام شلوغ شده البته بگم بر میگردما خیال نکنید دیگه نمیام اینجا خونه ی عشقمه میام اما یکم دیر میکنم شاید هم یدفعه به مخم زد زود اومدم. اما چیکار کنیم که رفتن رسم شده اگه کسی رو دیدین که واسه همیشه موند سلام منو بهش برسونید بگید بزرگترین استثناء تاریخه شاید واسه روز تولدم یه آپ کوچیک کردم ( 12 اسفند)....

دنیام شلوغ شده دنیای واقعی به من بیشتر نیاز داره نمیگم خیلی درس بخونم اما میخوام بخونم دلم میخواد زبان قبول شم یه دانشگاه معتبر( آرزو بر جوانان عیب نیس) پس میرم دنبال سرنوشتم زمانی رسید بهتون سر میزنم اما فعلا از آپ خبری نیس واسم دعا کنید که با روحیه برگردم طوری که نه تنها خبر از این خستگی نباشه بلکه شاد هم باشم دل همه تون شاد.

دوستای خوب این دنیای مجازی خیلی طول نمیکشه تا برگردم اما سرنوشته دیگه یبار شد هیچ وقت نیومدم یا انقد دیر شه که خدای نکرده بعضی تون برید و بعضی تون فراموشم کنید. اما فعلا میرم که توی این دنیای بزرگ میل به هیچی کنم حداقل دلم خوشه به پوچی نرسیدم.

حرفی واسه گفتن ندارم پاییز من و با خودش برد دختر زمستون زیر برگای پاییز گرم میشه انقدر تا یخش آب شه برگ ها من و تو خودشون جا میدن اما اینبار بهم قول داد اگه منو برد خودش بیاره راستی به حرفای پاییز اعتباری هست؟؟؟؟

 

آخریشه: تقدیم به همه مهمون های قشنگم که نه اشک ریختن و نه اشک ریختن دیدن...

 

اشک دزدیدن های کثیف

سهم من از آینه ها همین شده      

تا در میزنی باید که دزدیدشان

تنهایی که نمیتوانم

دست های آینه بزرگتر است

 

 sama

همیشه سعی کردم اگه یکی به خونه ی مجازی من سر زد غمگین تر از چیزی که هست نشه پس همیشه شاد باشید و سما رو هم فراموش نکنید دلم واسه همتون تنگ میشه..... من رفتم بدرود...

 

 

خداحافظ...همین حالا...همین حالا که من تنهام!

خداحافظ...به شرطی که بفهمی...تر شده چشمام!

خداحافظ کمی غمگین...به یاد اون همه تردید!

به یاد آسمونی که...منو از چشم تو می دید!

اگه گفتم خداحافظ...نه اینکه رفتنت ساده س...

نه این که میشه باور کرد...دوباره آخر جاده س...

خداحافظ...واسه اینکه...نبندی دل به رویا ها!

بدونی بی تو و با تو...همینه...رسم این دنیا...!

خدا حافظ....

 

 

سما        

 

 آبان ماه 86

 

 

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 12:1  توسط سما | 

سلام

واااااااااای من دو باره اومدم خیلی خوشحالم خیلی . فکر میکردم دیگه هیچ وقت وقت نکنم بیام خلاصه زیاد حوصله ندارم نه حوصله نوشتن نه حوصله ی چیز دیگه درسم که داره دیوونم میکنی باید بخونم اگه یبار کسی دید دیر بهش سر زدم ببخشه راستی هر کی کامنت خصوصی میذاره اطلاع بده گاهی انقدر دیر میبینم که....

راستی بی معرفت بازی هم در نیارین منظورم اونان که فقط یبارر میان دعوت میکنن و بعد میرن دیگه پیداشون نمیشه اون با معرفتاشم لطفا شعرو یباربخونن...

از لطف همه تون ممنون...

خدا گاهی فکر میکنم دل تو هم خیلی پره

دلت میخواد گریه کنی ولی بهت نمیخوره

آخه منم دلم میخواد گریه کنم خلافه؟؟؟

گریه اگه بده باید چیکار کرد با یه دل کلافه

دلم میخواد حرف بزنم بگو کسی پیدا میشه؟؟؟

خدا منو بغل بگیر تنم تو دستات جا میشه؟؟؟

میگم تو هم خسته شدی مثل من از این آدما

تو هم دلت میخواد بری اما نمیدونی کجا؟؟

آخه دل شکسته رو با چی باید خوبش کنم

منم باید بشکنمش از سنگ و از چوبش کنم؟؟

هیچکی خبر نداره دلم چه جوری خون شده

خودت میدونی چشماشون واسه چی مهربون شده

بهم میگن دیوونه ای،جنون واسه یه لحظمه

بهتر از این نمیشه که کسی که زندگیش غمه

خودت شنیدی گریمو نگو دلت نسوخت برام

خودت دیدی که سرنوشت چه بازیا نکرد باهام

طفلی دلم که عمری زندگی کرده با غم

گنام چیه جوونم؟؟ یکم زیادی داغم؟؟؟

تو دیگه گنات چی بود که اینجوری تنها شدی؟؟؟

نکنه واسه همون گناه حالا خدا شدی؟؟؟

دیگه شب شد دل من بسه هر چی گریه کردی

بزن به بی خیالی باز،تو که خدای دردی

برو به زندگیت برس غصه واست نون نمیشه

اگه مثل همه باشی دیگه دلت خون نمیشه

چرا حرف نمزنی پس؟خدا من خسته شدم

انگار مث دیوونه ها حرف میزنم باز با خودم

آره گنات همینه پس ساکتی و تنها شدی

خدا همه دوست دارن واسه همین خدا شدی

 

فدات: پیشی کوچولو که خیلی دوست داره 

مهر ماه86

 

I love u my god

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 13:58  توسط سما | 

سلام

من بازم اومدم اول تشکر از لطف همه تون واقعا بهترینید ممنون که تنهام

 نمیذارین راستی یه چیزی خواهش میکنم ازتون خواهرانه دوستانه مادرانه (دیگه چی مونده؟؟؟) حالا هر جوری حداقل یکم از این شعرو بخونید بعد نظر بدین البته میدونم قبل از این هم همینطور بوده بازم ممنون...

 نمیدونم چرا هر وقت بیکار باشم اصلا حس شعر نمیاد خدا پدر مادر اینا رو که

 شهریور ماه هم واسمون امتحان گذاشتن بیامرزه آخه همیشه وسط درس و کلاس من یاد شعر گفتن میوفتم به هر حال اینم یجور فرار روانیه دیگه ....... خوشحال میشم انتقاد کنید در ضمن از همه کسایی که نمیرسم بهشون بسرم معذرت میخوام البته معمولا کسی از زیر دستم رد نمیشه مگر اینکه آدرس وبلاگش اشتباه باشه تبادل لینک هم میکنم کسی هم از دست من ناراحته حلال کنه تا شعر بعدی معلوم نیس چه خبر باشه

 یبار دیدی دیگه اینجا آپ نشد..

sمیگی  مال  هم نبودیم آره باهات موافقمs

sمنم یکی مث خودت خیال  نکن که عاشقمs

sیه قلب و احساس فجیع کمه برای عشق توs

sهیچی واسم نمونده و اینه بهای عشق توs

sشکست یه غرورم چه تلخ بی پناهیs

sخودت گذاشتی رفتی نگو که چشم براهیs

sنه از دیار موندنه عشق واسه شکستنهs

sعاقبت هر عاشق پنجره ای رو بستنهs

sپنجره ها بسته شدن یه انتخاب اشتباهs

sدو تا مقصر بزرگ یه سرنوشت بی گناهs

sآره باهات موافقم برو به سمت روزگارs

sبگو دلت با هام نبود بیخیال قول و قرارs

sعوض شدی عوض شدم آخه دیگه بزرگ شدمs

sدیگه تو رو نمیخوامت میرم پی ِ کار خودمs

sیه روزی عاشقت بودم حالا میری خوب به درکs

sامکان نداره بازم من، memory،flash back  s

s من و به بازیات نگیر من دیگه بچه نیستم s

sسادگی هم حدی داره من که یه هرزه نیستمs

sمیشد همیشگی باشم حیف که لیاقت نداریs

sاصلا چرا از تو میگم ارزش صحبت نداریs

sبذار بگم تلافی سخت تر از گذشته s

sراحت میشه یکی بگه گذشته ها گذشتهs

sامروز تلافی میکنم همه گذشته ها روs

sحالا همه رفتن و بازم موندیم من و توs

sبازم تو و کوچه ها بازم منو پنجرهs

sبازم نگاه عاشقت برای من منتظرهs

sپنجره رو میبندم و صدای خند ه ای بلندs

sبا گریه فریاد میزنی حقمه خوب تو هم بخندs

sآهنگ وبالا میبرم صدای گریه هات نیادs

sتوی دلم بهت میگم گذشته ها یادت میاد؟؟؟s

sیه روزی گریه کردمو گفتم به عشقمون نروs

sحالا باورت نمیشه من میزنم این حرفا روs

sمن هنوزم همونم دختر آروم قصهs

sنه تنفر هم ندارم آخه نفرتم یه حسهs

           s  !!!!!s

 

sتوی کوچه ها ی شهرم دادی دستا تو تو دستمs

sدوست دارم ببوسمت باز ولی حیف بد جوری خستمs

sچشامو دارم میبندم حس کنم همیشه هستی s

sتو هنوزم بی خیالی آخه چشماتو نبستیs

sدستاتو بهم نزن من هنوز داغ تنم s

sاز این جلوتر که بیای قید چشاتو میزنمs

sبسه بو سه روی دستام وسط خیابونهs

اsمشبو تا آخر عمر همیشه یادم میمونهs

sدیدی هنوز یادمه؟؟؟ بی خیال گذشتهs

sاز رو تلافی هم شده گذشته ها گذشتهs

تو این شعر وزن و آهنگ مدام تغییر میکنه که کاملا عمدی این کارو کردم.  راستی من عاشق تابم خیلی دوست دارم مثل این دختره...

 

شهریور 86

 

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 19:58  توسط سما | 

سلام

بی مقدمه برو ببین تابستون چه زود داره تموم میشه. این شعرم تقدیم به یکی از دوستام که خودش میدونه کیه. ( خوشگلم هنوزم فکر میکنی هر کی خود کشی میکنه پسته؟؟؟من هنوز نظرم عوض نشده اما تو انگار داری همه چیزو خراب میکنی!!!! )

یه سـا یه ی خیالی سکوت تلخ و وحشـت

یه قلب خالی از عشق پر از گناه نفــــرت

چه راهی بهتر از این فـرود اضـــطــــراری

وقتی واســـــــه زندگی بهونه ای نداری

یروز میگفتی پسته هر کی بخواد بمیره

خدا خودش داده و خودشم پس میگیره

حالا خودت بریدی دنیات پر ازسکــــوته

عقب نمیشه برگشت مرگم که روبه روته

ترست داره میمیره کارت دیگه تمومــــه

چه رفتن راحتی، حتی اگه حرومــــــــه

 

sama

 

کاغذ و برمیداری چند خطی یادگاری

همه گذشــــته ها تو بخاطرت میاری

سخته برام باورش منو گناه رفتن؟؟؟؟

اینو برات نوشتم نگی بهت نگفـــتن

نذار پای تلافی نه عشق دارم نه نفرت

تو عاشقم نبودی بهش میگن یه عادت

وقتی صدام کردی و خواستی پیشم بشینی

حاضر بودم بمیرم منو باهاش نبینی

حالا باید برم من، ببخش تو رو شکستم سما

اسمش خیانت که نیس باور کن خیلی خستم

 

آرزوم اینه میخوام تنها باشم تنها بمیرم

شاید تو دستای خدا بتونم آروم بگیرم

 

تنها دل خوشیم توبودی تو رو هم ازم گرفتن

هرچی که خاطره داشتیم حالا همراه تو رفتن

 

منم و اتاق خالی با یه حسرت غریبه

با یه حس که هرچی باشه واسه من خیلی عجیبه

 

نذار اشکاتو ببینه اونی که تو رو شکسته

فکر نکن خوابه و رفته هنوز چشماشو نبسته

نکنه گریه کنی وقته رفتنم رسیده

دنیام نداره رنگی روح از تنم بریده

زیرش یه قطره اشک و اسمتو جا میذاری

چه راهی بهتر از این فرود اضطراری

یه لحظه دردو بعدش دیگه تمومه انگار

نگاه به قاب عکسش برای آخرین بار

 

سما 

sمرداد 86s

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 14:9  توسط سما | 

سلام

خیلی خوشحالم که یبار دیگه تونستم بیام و آپ کنم یعنی خوشحالم واسه اینکه میتونم بگم وبلاگم هنوز زنده اس و نمرده البته واسه تاخیرم دلیل دارم بعد از اینکه من از مسافرت برگشتم سیستمم رفت مسافرت و از اونجایی که اصلا اهل کافی نت و  از اینجور برنامه ها نیستم موندم تا بیاد از طرف دیگه ذهنم خط خطی بود یه دفتر خیلی بزرگ و پر از کلمات عجیب غریب و شعرای .... کرده بودم اما نمیتونتم شروع کنم یه جورایی سر در گم شده بودم البته این به این معنی نیست که نشد یا شعر نداشتم نه!!!!!! اما ترجیح میدم با زمان پیش برم و هیچ کدوم از شعرای قدیمی رو ننویسم و هر چی که میاد یدفعه آپ کنم آخه خاطرات مرده به درد خودمم نمیخوره چه برسه به درد .....

 

تنهایی من کشنده نیست،،،

   شاعر شدم که با تو نمانم

تو هم تنهایی مثل من اما شاعر که نه! عاشق شدی

شاعر نشدم که بگویم بیا تنها شوییییییییییییییم

                شاعر شدم تا بگویم آرامتر بیایی نه اینکه بروی

گم شدی گم!!!!!

عاشق شدم و ماندم که بیایی

نیامدی،،،،،،،،، معما شدی

   بی تو نه شاعرشدم نه عاشق اما!!!

این منم که ادامه دارم

                                     همان ســــــــــــــــه نقطه ی معروف ...

که نمیکشم ببینی مینویسم تا بخوانی :

                                            ســــــــــــــــــــــه نقطه...

 

 

یادم نیس از کجا برداشتمش اما عکس خوشگلیه در کل مال هر کیه حلال کنه

 

اینجا داره بارون شدیدی میاد خیلی سرده فکر میکنم سرما خوردم!!!  همین...

 تیر ۸۶

 

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 14:47  توسط سما | 

بهونه های الکی ، گریه های دروغکی

بازم که اشک تمساح،،، ایندفه واسه ی کی؟؟؟

یه قلب سنگی و سرد با تو باید چیکار کرد؟؟؟

تو عاشق غروبی آخره هر چی نامرد

دلم چشاتو نمیخواد ، هیچکی اینو یادم نداد

اشک نریز دروغکی گریه به چشمات نمیاد

میگن عاشق زیاد داری دوستی های سرکاری

حالا واسه کدوم یکی میخوای که تنهام بذاری؟؟؟

نامردی توی خونته چشمای مهربونته

هر کی که عاشقت میشه بخاطر زبونته

میخوای بری؟؟؟ جهنم، شر تو از سرم کم

ببخش ولی عزیزم اگه گناهی کردم

نه خوشگلی نه خوشبخت برو خیالتم تخت

من از تو دل بریدم اما بدون خیلی سخت

خوش باشی هر جا میری حال اونم نگیری؟؟؟

بازم خالی نبندی نگی واسش میمیری

بخدا راضی به زحنت نبودم من که تشنه ی محبت نبودم

همیشه تعارفای  الکی با تو هیچ موقعی راحت نبودم

حتی چشمات نفسم بود بی تو خونم قفسم بود

من که هیچکس و نداشتم دست تو همه کسم بود

حالا میری  برو ولی تو رو به عشق بدلی

دیگه کسی رو گول نزن با اون چشای عسلی

عشق حسادت میاره یه جوری عادت میاره

اگه بره سفر برات ننگ خیانت میاره

شانس منو ببین چه زود خیانت  قشنگی بود

عاقبت عشق اینه تنهایی با دلی حسود

تنهام بذار  لعنتی بدون هیچ صحبتی

عشق کیلویی چنده؟؟؟ الهه ی نفرتی

خرداد 86

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 21:5  توسط سما | 

سلام

تمام شدن زودتر از اینکه من تموم شم و فهمیدم اگه من نباشم اینجا هست اما ادامه نداره پس چقدر مهمم که تنها کسیم که میتونه ادامه ی اینجا باشه واینجا چقدر عزیزه چون دلیلی شده واشه ادامه دادن من....

دوستای عزیزم از همه تون ممنون که تنهام نمیذارید وقت امتحانات پر کار تر بودم اما دو تا شو واسه تون میذارم نظر های همه تون محترمه اما این شعرو فقط بخونید کامنت های خوشگلتون رو تو بالایی بذارید ولی خواهشا اینو فقط بخونید ....

منم از جنس زنم اونی که گاهی کثیفه!!!!!!

اونی که یه وقتاخوبو گاهی هم دستاش لطیفه

منم (.....) میشم خوب آخه از جنس زنم!!!!!

منم مث همه اینام با یه اشاره میشکنم

تو ولی جنس یه مردی اونی که همیشه هستش

هم یه جور لطیفه و هم همیشه قویه دستش

تو هم از جنس اونایی مرگ تدریجی یک زن

ما دو تا جنس مخالف مرد مث تو زن مث من

تو از اولش یه آدم ما ولی هیچ نبودیم!!!!

حالا ما آدم شدیم و بهمون میگین حسودیم

ما به زور و قدرت تو کنج  خونه ها نشستیم

گاهی انقدر ضعیفیم یادتون میره که هستیم

زن غلط کرده بگه نه آخه شوهرش یه مرده

برده داریه نوینه!!!!! زن شده مثل یه برده

قصه ی بودن حوا واسه آرامش!!!!! آدم

وقتی که نیازتون شد اسم مون میشه یه همدم

هیچکسی خبر نداره جنس تو چیکارا کرده

زن ولی هنوز اسیره تو حصاره تنگه پرده

حالا دست منو دستات!بودن منو یه شوهر؟؟؟

جنس همتون یچیزه یکی تون از یکی بدتر

یعنی باور بکنم تو مرد قصه های دورم؟؟؟؟

یادم بره اون همه ظلم پس  کجا رفته غرورم

من و تو دو جنس تنها من با تو یکی!!!نمیشم

منه حوا شدم آدم!!!! به تو متکی نمیشم

خرداد 86

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 20:34  توسط سما | 

سلام

اومدم آپ کنم که برم تا واسه بعد امتحانات میدونم خیلی دیر اومدم اما واقعا وقتشو ندارم درسا اجازه نمیدن اینجا به همه دوستام بگم که من به همتون سر میزنم اما فعلا اصلا نمیتونم کانت بذارم امتحانا که تموم شد انقدر میام تا خسته بشین میدونم این چندان جالب نیست اما خوب دیگه ......

شبی بارونی و سرده تنم تا کی هوای عشق

دلم تا کی نفس ها مون باشه فقط برای عشق؟؟؟

دیگه منتظر نمون بخدا که اون نمیاد

اگه اون تو رو میخواست بی خیال حالا نمیخواد

چرا یادش میکنی مگه اون بیادته؟؟؟

دیگه دستاشو نداری فکرشم زیادته

آخه چرا عاشق شدی؟ لعنت به عاشقی بشه

کاش هرکسی میرفت میدید که عاشققش چی میکشه

دلیل محکم نمیخواد ایین روزا هر کسی میره

وقتی ازت خسته میشه یه یار دیگه میگیره

آخه چرا فکر میکنی هنوز فقط تو رو میخواد

دیگه منتظرش نمون بخدا که اون نمیاد

نخواست صداتو بشنوه حتی پیشت نیومده

فکر میکنی عاشقته؟؟ بی خبری خیلی بده

نگفت آخه بدون من دختره طاقت میاره؟؟؟

مثل غریبه ها فقط برام یه نامه میذاره

کی اشکاتو دیده دلم وقتی غرورتم شکست؟؟؟

کی دید چقدر خسته شدی از هر چی که بوده و هست

چرا میگفت گریه نکن؟؟؟ اشکات مهم نبود براش

بخدا ساختگی بود عشق شو حتی گریه هاش

حتی برنگشت ببینه که هنوزم زنده ای؟؟؟

فقط برات خنده میکرد برو ببین چه خنده ای

بهونه ای نداشت بره چرا میگه قسمت ماست؟؟؟

چرا پیشت نمونده پس مگه نگفت دلش میخواست

سفر فقط بهونه بود هیچکی نگفت مسافره

دلیل محکم نمیخواد این روزا هر کسی میره

.......

 

***********

سایه ها دارن میخندن و منم میخندم باهاشون **** امشب عجب حالی داره چه سوزی داره صداشون

صدای جیغ جیغ ِ تو، قلب منو میلرزونه **** این حالت ها زود گذره فرار نکن نمی مونه

فرار نکن صبح نمیشه، اگه نباشی شب من **** من از تو چیزی نمیخوام اینطوری آتیشم نزن

بهم میگن دیونه ای،دیونگی هم داره این **** به تو نمیگم چی شدم، برگرد،بیا ،خودت ببین

خنده ها مو شنیدی تو از صد تا گریه بد تره **** از شبی که رفتی گلم دیگه خوابم نمی بره

دور سرم میگرده و منم باهاش گیج میخورم **** این حالت تازه ای نیست من خیلی وقته اینطورم

صدای گریه های من شبا تو رو میخندونه **** خنده نداره گریه هام گوش کن با دیوار میخونه

خم میشم و سایه ی تو بازم به من زل میزنه **** چرا فرار نمیکنی؟ بازم که پشتت به منه

تا که چشات و میبینم نگات منو هل میکنه **** میخوام که دنبالت بیام باز پا هامو شل میکنه

سایه ی تو که میره و بازم میگن یه دیونه س **** حقه شه این دیوونگی تا نره باز پی ِ هوس

فدای سایه های تو جنون و حتی بودنم **** دیوونه نیستم اگه این خونه رو آتیش نزنم

 

 اردیبهشت ۸۶

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:48  توسط سما | 

ســــــلام

بهم گفته بودن فقط واسه یه نفر شعر نگو منم گفتم به چشم!!!!!!

دارم از چشات میخونم باورش سخته هنوزم تو نباشی توی شعرام من دیگه از کی بخونم؟؟؟؟؟ حالا که میخوام بمونی شعر رفتن و میخونی قلب من عاشق ترینه اینو از چشام میخونی؟؟؟

 

من بیخیال عشق شدم اون بی خیالم نمیشه

میگم اگه بخوام برم؟؟؟میگه که دیوونه میشه

من بیخیالش شدم و بازم میگه دوسم داره!!!

در بزنه باز نکنم ، رو پنجره گل میذاره

زنگ میزنه حرف نداره قطع میکنم میگه چرا؟

دیگه ازش خسته شدم دوسش ندارم بخدا

میگه میدونم نمیخوای ولی بدون مال منی

دلم همیشه پیشته هر چقدم که بشکنی

هر جا میرم دنبالمه،همیشه پشت سرم

تا یبار دلم نخواد با کسی جای بد برم

به من میگه نمیدونی عشق چیکارا میکنه

بهش میگم تو میدونی؟؟؟سرشو بالا میکنه

میگم که بیخیال عشق بچسب به کار و زندگیت

میگه همینه عاشقم!!! عاشق این یدندگیت

میخوام بهش نشون بدم اونم میشه مثل همه

عاشق واقعی حالا پیدا نمیشه و کمه

بهش میگم پایه شدم بزن بریم تا آخرش

زل میزنه توی چشام حیف که نمیشه باورش

من که باورم نمیشه عشق به این سادگیه

میگه نمی فهمی که عشق به معنی زندگیه

خنده داره عشق شده، اسم تازه ی هوس

عشق یجور بچگیه خیال باطل همه س!!!

من که باورم نمیشه پسرا!!!هم عاشق بشن

هر کی میگفت دوسم داره عشقی نشون نداد به من

میگه نمیدونی که عشق مثل نفس کشیدنه

باید تو زندگیت باشه قلبت واسه عشق میزنه

دختر پسر نداره که، همه یجوری عاشقن

میگم تو رو به عشق قسم قید نگاهمو بزن

فروردین ماه 86

 

خوب الان مثلا این خیلی بهتر بود؟؟؟؟ باور کنید اگه آدم واسه کسی که دوست داره شعر نگه مجبوره با اینجور آدما سر و کله بزنه. ای خدا انگار حد اقل یکی نمیخواد پیدا بشه دنیا رو مثل من قشنگ ببینه!!!!!

تا بعد.......

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 14:38  توسط سما | 

ســـــــــلام

چرا هر دفعه میای میخوای که یادم بیاری

میگی نامردی نکردی هنوزم دوسم داری؟

باشه باور میکنم کار تونامردی نبود ....

ولی قول بده دیگه میری و تنهام میذاری

        شاید اشکایی که ریختم هنوزم یادت بیاد  

کمی فکر کن یادته هیچکی به حرفام گوش نداد؟

   کی میگه قلب منو شکستی و خوب نمیشه؟

       دل من هنوز قشنگه دیگه دستاتو نمیخواد

 هنوزم فقط واسه توچشمامو تر میکنم

 نه نمیگم که شبو با یاد تو سر میکنم

خیلی سخت بودبفهمم دیگه مال من نمیشی

  ولی باتموم ســختیش حالا باور میکنم

             منو تو دوباره بازم خیلی خیلی خنده داره

                من به یاد تو نشستم اما بارون نمیباره

             یادته باهات که بودم یادته بارونی بودم؟

              آخه دختر کجای کاری؟ حالا دیگه بهاره

آسمون هم دیدی تازه بیخیال ما شده؟

    اگه بارون بباره شنیدی بیصدا شده؟

بعد رفتنت دلم خیلی شکسته میدونی؟

واسه برگشتن تو کارم فقط دعا شده

                 حالامنو تنهایی و شکوفه های آلبالو

         ازم میپرسه آسمون اون عاشق دیونه کو؟

             جواب ندارم که بدم بگم که بیوفایی کرد؟

         بگو هنوز دوسم داری خودت به آسمون بگو

 

فروردین ۸۶ 

 

 

+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 18:9  توسط سما | 
 
صفحه اول
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام
خوشحالم از اینکه پیشم اومدی امیدوارم بهت خوش بگذره و اگه رفتی بازم بیای ....
سما دختر شهر بارون

نوشته های قبلی
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
دوستام هستن
بیراهه ای در آفتاب
کلبه ی با معرفتا
شب نویسان(خیلی قشنگه)
یه دوست خوب
پسر عاشق ( بیسته 20)
حکایت دل من / ملیحه خانوم /
کاکتوس سیاه
شاهین_ک
***مهتابی لاگ***
عشق
پلاک ترانه
نسیم شمال ( خیلی جالبه )
تنها عشق من سودابه **** محمود ****
پسران آفتاب
پسری از تبار هویچ
من تمنا کردم که تو با من باشی!!!!
کلبه ی تنهایی من ღ ₪ سـمـــــا ₪ ღ
ღ.•**•.ســـحر بانو.•**•.ღ
مریم همراز عشق
سوگند جون
" گورکن ها"
عشق پاک
مرد مهاجر
دوستی 021
شراب عشق
سکوت ستاره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

همه چیز درباره موبایل و کامپیوتر