![]() |
![]() |
|
| مـن و تو آن دو خطیم آری موازیــان به ناچاری که هــر دو باورمــان ز آغــاز به یکـــدیگر نرسیدن بود... |
ســــــلام
دارم از چشات میخونم باورش سخته هنوزم تو نباشی توی شعرام من دیگه از کی بخونم؟؟؟؟؟ حالا که میخوام بمونی شعر رفتن و میخونی قلب من عاشق ترینه اینو از چشام میخونی؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی
جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 14:38 توسط سما |
|
|
صفحه اول پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
خوشحالم از اینکه پیشم اومدی امیدوارم بهت خوش بگذره و اگه رفتی بازم بیای .... سما دختر شهر بارون |
|
RSS
|