![]() |
![]() |
|
| مـن و تو آن دو خطیم آری موازیــان به ناچاری که هــر دو باورمــان ز آغــاز به یکـــدیگر نرسیدن بود... |
|
سلام اومدم آپ کنم که برم تا واسه بعد امتحانات میدونم خیلی دیر اومدم اما واقعا وقتشو ندارم درسا اجازه نمیدن اینجا به همه دوستام بگم که من به همتون سر میزنم اما فعلا اصلا نمیتونم کامنت بذارم امتحانا که تموم شد انقدر میام تا خسته بشین میدونم این چندان جالب نیست اما خوب دیگه ...... شبی بارونی و سرده تنم تا کی هوای عشق دلم تا کی نفس ها مون باشه فقط برای عشق؟؟؟ دیگه منتظر نمون بخدا که اون نمیاد اگه اون تو رو میخواست بی خیال حالا نمیخواد چرا یادش میکنی مگه اون بیادته؟؟؟ دیگه دستاشو نداری فکرشم زیادته آخه چرا عاشق شدی؟ لعنت به عاشقی بشه کاش هرکسی میرفت میدید که عاشققش چی میکشه دلیل محکم نمیخواد ایین روزا هر کسی میره وقتی ازت خسته میشه یه یار دیگه میگیره آخه چرا فکر میکنی هنوز فقط تو رو میخواد دیگه منتظرش نمون بخدا که اون نمیاد نخواست صداتو بشنوه حتی پیشت نیومده فکر میکنی عاشقته؟؟ بی خبری خیلی بده نگفت آخه بدون من دختره طاقت میاره؟؟؟ مثل غریبه ها فقط برام یه نامه میذاره کی اشکاتو دیده دلم وقتی غرورتم شکست؟؟؟ کی دید چقدر خسته شدی از هر چی که بوده و هست چرا میگفت گریه نکن؟؟؟ اشکات مهم نبود براش بخدا ساختگی بود عشق شو حتی گریه هاش حتی برنگشت ببینه که هنوزم زنده ای؟؟؟ فقط برات خنده میکرد برو ببین چه خنده ای بهونه ای نداشت بره چرا میگه قسمت ماست؟؟؟ چرا پیشت نمونده پس مگه نگفت دلش میخواست سفر فقط بهونه بود هیچکی نگفت مسافره دلیل محکم نمیخواد این روزا هر کسی میره .......
*********** سایه ها دارن میخندن و منم میخندم باهاشون **** امشب عجب حالی داره چه سوزی داره صداشون صدای جیغ جیغ ِ تو، قلب منو میلرزونه **** این حالت ها زود گذره فرار نکن نمی مونه فرار نکن صبح نمیشه، اگه نباشی شب من **** من از تو چیزی نمیخوام اینطوری آتیشم نزن بهم میگن دیونه ای،دیونگی هم داره این **** به تو نمیگم چی شدم، برگرد،بیا ،خودت ببین خنده ها مو شنیدی تو از صد تا گریه بد تره **** از شبی که رفتی گلم دیگه خوابم نمی بره دور سرم میگرده و منم باهاش گیج میخورم **** این حالت تازه ای نیست من خیلی وقته اینطورم صدای گریه های من شبا تو رو میخندونه **** خنده نداره گریه هام گوش کن با دیوار میخونه خم میشم و سایه ی تو بازم به من زل میزنه **** چرا فرار نمیکنی؟ بازم که پشتت به منه تا که چشات و میبینم نگات منو هل میکنه **** میخوام که دنبالت بیام باز پا هامو شل میکنه سایه ی تو که میره و بازم میگن یه دیونه س **** حقه شه این دیوونگی تا نره باز پی ِ هوس فدای سایه های تو جنون و حتی بودنم **** دیوونه نیستم اگه این خونه رو آتیش نزنم اردیبهشت ۸۶ |
|
+ نوشته شده در یه لحظه ی بارونی
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:48 توسط سما |
|
|
صفحه اول پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
خوشحالم از اینکه پیشم اومدی امیدوارم بهت خوش بگذره و اگه رفتی بازم بیای .... سما دختر شهر بارون |
|
RSS
|